Web Analytics Made Easy - Statcounter

رسول سلیمی: جمهوری اسلامی از دو دهه قبل طرحی را برای حل صلح آمیز مسئله فلسطین ارائه کرد که در صورت اجرایی شدن آن، یهودیان،مسلمانان و مسیحیان کشور واحد دموکراتیکی را تشکیل می دادند که جمهوری اسلامی نیز آن ها را به رسمیت می شناخت. در این طرح پیشنهاد شده بود با بازگشت تمام ساکنان اصلی فلسطین اعم از مسلمان مسیحی و یهودی که پیش از سال ۱۹۴۸ میلادی - سال تشکیل دولت اسرائیل - در این سرزمین بوده اند با شرکت در همه پرسی فراگیر، ساختار و رژیم حاکم بر سرزمین خویش را تعیین نمایند.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

آنگاه، نظام برآمده از همه پرسی، تصمیم بگیرد با کسانی که در طول اشغال این کشور به آن آمده اند، چه کار کند .طرح جمهوری اسلامی از آنجا اهمیت صلح آمیز داشت که پیشتر، برخی گرایش های عربی ضد صهیونیستی مثل جمال عبدالناصر شعار « ما یهودی ها را به دریا می ریزیم» را مطرح کرده بودند.

این طرح که با ابتکار آیت الله خامنه ای برای حل مسئله فلسطین مطرح شده بود تا برآمدن دولت حسن روحانی از سوی روسای جمهور قبلی مغفول مانده بود. از سوی دیگر این طرح به دلیل افزایش تنش ها بین ایران و کشورهای منطقه در دولت های نهم و دهم، چارچوب حقوقی به خود نگرفت اما در تاریخ ۱۰ آبان ماه ۱۳۹۸ سفیر و نماینده دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل، طرحی را با عنوان «طرح برگزاری همه پرسی ملی در سرزمین فلسطین خطاب به آنتونیو گوترش - دبیر کل سازمان ملل - باهدف فراهم آوردن زمینه هایی برای مردم فلسطین جهت إعمال حق تعیین سرنوشت ارسال کردند.

بیشتر بخوانید: بررسی تحولات یازدهمین روز جنگ حماس ـ اسرائیل کاخ سفید: ایران دخالت بیشتری در جنگ اسرائیل و حماس نکرده است درخواست ضد ایرانی ۱۰۰ عضو کنگره آمریکا از بایدن

پیگیری دولت دوازدهم برای دفاع از حقوق مردم فلسطین

طرح برگزاری همه پرسی ملی در سرزمین فلسطین از نظر حقوقی بر «حق تعیین سرنوشت» (principle of self-determination) استوار شده بود. حقی تخلف ناپذیر برای همه ی مردم تا بتوانند سیستم سیاسی اقتصادی و اجتماعی خود را تعیین کنند. اگرچه قاعده تعیین سرنوشت بر مبنای منشور سازمان ملل متحد استوار است اما کشورهای غربی نسبت به آن بی اعتنا بودند تا اینکه قطعنامه ۱۵۱۴ سال ۱۹۶۰ مجمع عمومی به آن جنبه الزام آور داد و از همه ی کشورها خواست تا فهرست و وضعیت سرزمین هایی را که هنوز در مستعمره خود نگه داشته اند را به سازمان ملل ارائه و زمینه را برای اجرای این حق از طریق رفراندوم یا شیوه های مناسب دیگر فراهم سازند.

از این رو در طرح تقدیمی دولت دوازدهم به دبیر کل سازمان ملل به این واقعیت که اصل تعیین سرنوشت از جمله اساسی ترین اصول شناخته شده در حقوق بین الملل است،تصریح شده بود.

مراحل و سازوکار اجرای طرح اجرای طرح ایران

۱) اعمال حق بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین تاریخی خود؛ در طرح تقدیمی ایران تصریح شده است که با توجه به قطعنامه ی ۱۹۴ (۱۹۴۸) مجمع عمومی سازمان ملل در رابطه با حق بازگشت آوارگان فلسطینی به وطن اصلی خود، این طرح شامل تمامی فلسطینی های اصیل می شود. بدین منظور، با هدف تسهیل مشارکت تمامی فلسطینی ها به ویژه آوارگان فلسطینی در این همه پرسی، پروژه ی جهانی شناسایی سرشماری و ثبت هویت جامع کلیه شهروندان فلسطینی در فلسطین و سایر کشورها اجرا خواهد شد و یک نهاد بین المللی با حضور نمایندگان مردم فلسطین وظیفه ی اجرای این پروژه را بر عهده خواهد گرفت.

۲) برگزاری یک همه پرسی ملی در میان مردمان فلسطین: این مرحله از اجرای طرح، تمامی مردم فلسطین از جمله مسلمانان، مسیحیان و یهودیان حق شرکت در همه پرسی را خواهند داشت و نمایندگان مردم فلسطین از بین پیروان همه ی ادیان نقش اساسی در تمام مراحل برنامه ریزی و اجرای طرح را بر عهده دارند. یک کمیته ی بین المللی نیز تحت نظارت و با مشارکت سازمان ملل متحد با حضور نمایندگان مردم فلسطین برای اجرای طرح مذکور و تمرکز بر مباحث اساسی فلسطین از جمله مباحث تاریخی حاکمیتی و سرزمینی فلسطین و قدس شریف تشکیل خواهد شد. همچنین یک صندوق بین المللی با کمک اعضای جامعه بین المللی تحت نظارت کمیته مذکور برای پیشبرد و حمایت مالی از اجرای این طرح تشکیل خواهد شد.

۳) تشکیل نظام سیاسی مورد نظر اکثریت مردم فلسطین؛ که این موضوع در پارلمان برآمده از مردم فلسطین تعیین و تصمیم گیری خواهد شد.

۴) تصمیم گیری در خصوص وضعیت ساکنان غیر بومی فلسطین: که این موضوع از سوی نظام سیاسی منتخب اکثریت تعیین تکلیف خواهد شد و تصمیم آن نظام سیاسی باید برای کشورهای دنیا مورد احترام قرار گیرد.

راهبردهای شاخص آمریکا برای حل مسئله فلسطین

در این سال ها، امریکا نیز دو طرح جامع برای حل مسئله فلسطین ارائه کرد که هر دو طرح با مخالفت اسرائیلی ها و فلسطینی ها مواجه شد. اما طرح امریکایی ها چه مختصاتی داشت و چگونه قرار بود منافع مسلمانان و یهودی ها را تامین کند؟

طرح «دو دولت»

در اواسط دهه ۹۰ میلادی - در زمان بوش پدر - طرحی برای حل مسئله فلسطین در نظرگرفته شد که از این طرح با عنوان «دو دولت» یاد می شد. این طرح تا پایان ریاست جمهوری اوباما در دستور کار دولت امریکا قرار داشت و جمهوری خواهان و دموکرات ها از آن حمایت می کردند. هدف این طرح گفتگو میان مقامات فلسطینی و اسرائیلی بود تا به توافقی برای تأسیس دو دولت در سرزمین فلسطین برسند؛این مذاکرات حدود ۲۶ سال به طول انجامید. در این ۲۶ سال اختلافات میان گروه های فلسطینی بالا گرفت و از سوی دیگر تعداد زیادی از مقامات سیاسی و نظامی فلسطینی ترور شدند. جنگ به مناطق مختلفی که فلسطینیان ساکن آنجا بودند کشیده شد و خسارات سنگینی به مردم و زیر ساخت های اقتصادی فلسطین وارد شد. این طرح هم اکنون از سوی دولت بایدن به عنوان گزینه در دسترس برای صلح اسرائیل و فلسطین دنبال می شود.

طرح «معامله قرن»

با گذشت شش ماه از انتخابات ۲۰۱۷ ریاست جمهوری آمریکا و روی کارآمدن ترامپ، او طرح «معامله قرن» را رونمایی کرد . اجرای طرح ترامپ برای معامله قرن زیر نظر «جرالد کوشنر» - داماد یهودی ترامپ - آغاز شد. او سعی کرد تا با مطرح کردن اینکه دو طرف برای تمرکز بر آینده باید اتفاقات گذشته را فراموش کنند، رایزنی با طرفین مناقشه را آغاز کند اما نزدیکی او به یک طرف معامله باعث شد که طرف فلسطینی همراهی زیادی با این طرح نداشته باشند.

در دسامبر ۲۰۱۷، قدس توسط ترامپ به عنوان پایتخت اسرائیل مطرح و به رسمیت شناخته شد اما واکنش مردم باعث شد تا کشورهای عربی تحت فشار مردم خود، این اقدام را محکوم کنند. در ادامه در سال ۲۰۱۹، مشاوران ارشد ترامپ در امور غرب آسیا و شمال آفریقا به کشورهای عمان، بحرین، قطر، امارات ،ترکیه، عربستان سفر کردند. هدف این سفرها همراه کردن سران این کشورها برای طرح اقتصادی و سیاسی در مورد معامله قرن بود که در نهایت به نتیجه نرسید.چه آنکه بن سلمان در ماه های اخیر کوشش می کرد با احیای مختصات کلی این طرح، به فصل مشترکی برای صلح اعراب و اسرائیل تبدیل شود.

اما طرح معامله قرن از چه اجزایی تشکیل شده بود و چه منافعی را دنبال می کرد؟

بخش اقتصادی

چهارچوب اقتصادی معامله قرن در سال ۲۰۱۹ و در کشور بحرین مورد بررسی قرار گرفت. بدین ترتیب، پادشاه بحرین از نمایندگان دولت آمریکا و دیگر کشورهای عربی دعوت کرد تا در اجلاس منامه شرکت کنند. چهار چوب اقتصادی این معامله برای فلسطینیان به سه بخش کلی تقسیم می شد که عبارت بود از: ایجاد زیر ساخت اقتصادی و سرمایه گذاری در آن، توسعه حق مالکیت و قرارداد، حاکمیت قانون اقدامات ضد فساد ایجاد بازار سرمایه،توانمندسازی فلسطینیان از طریق خدمات آموزشی توسعه آموزش مجازی و بستر آموزش آنلاین افزایش کلاسهای فنی و حرفه ای آموزش مبادلات بین المللی،تقویت حاکمیت فلسطین از طریق ایجاد فضای عملکرد بهتر افزایش مراقبتهای بهداشتی افزایش تجهیزات بیمارستانها افزایش امکانات ورزشی و فرهنگی، که برآورد این طرح حدود ۵۰ میلیارد دلار تخمین زده شد و آمریکا اعلام کرد با تأسیس یک صندوق سرمایه مورد نیاز آن را تأمین خواهد کرد.

بخش سیاسی و امنیتی

آمریکا و اسرائیل مطرح کرده اند که برای به رسمیت شناختن دولت فلسطین و قرار دادن امکانات در اختیار آنها، فلسطینیان باید شروطی را بپذیرند. عدم پذیرش این شروط امنیتی و سیاسی موجب توقف به رسمیت شناختن دولت فلسطین و توقف کمک مالی برای توسعه فلسطین می شد. این شروط بدین شرح بود: فلسطینی ها باید یک سیستم حکومتی با قانون اساسی مشخص که به حمایت از آزادی های مذهبی حقوق مدنی حقوق بشر می پردازد، تأسیس و مجازات برای سرپیچی از آن را متناسب با جرم در نظر بگیرد.

سیستم مالی و مؤسسات مالی باید همانند مؤسسات مالی دموکراتیک غربی باشد و از قوانین بین المللی برای جلوگیری از فساد پیروی کنند. فلسطینی ها باید تمام برنامه های درسی و آموزشی خود را مورد بازنگری قرار داده و مطالبی که ترویج ،نفرت خصومت یا تحریک کننده علیه همسایگان فلسطین است حذف نماید. نیروهای پلیس باید حکمرانی را در مناطق مختلف فلسطین به دست بگیرند و مردم باید خلع سلاح شوند. فلسطینی ها باید تمام شروطی که در این چشم انداز مطرح شده را رعایت کنند تا به عنوان دولت فلسطین به رسمیت شناخته شوند .شروط دیگری نیز در این توافق مطرح شده است که مهمترین آن پذیرش خلع سلاح در نوار غزه و الزام فلسطینی ها به شناسایی رژیم صهیونیستی به عنوان دولتی یهودی بود. بر مبنای این طرح، شهرک های صهیونیستی جز خاک رژیم محسوب می شدند و ساکنین آن، در آنجا باقی می ماندند.

مقایسه طرح های ایران و آمریکا برای حل مسئله فلسطین

معامله قرن اگرچه اسرائیلی ها را با خود همراه کرد اما به دلیل نادیده گرفتن حقوق فلسطینی ها نمی توانست طرح صلح فلسطین را عملی کند. چه آنکه فلسطینی ها با طرح تشکیل دو دولت همراهی بیشتری داشتند.فلسطینیان معتقد بودند بسیاری از مشکلات آنها ،همچون مرزها، شهرکها، آوارگان، قدس و نظایر آن در طرح معامله قرن تعیین تکلیف نشده و نوع طرح مسئله و حل آن در طرح ترامپ کاملاً یک طرفه و به نفع اسرائیل است. این در حالی بود که جمهوری اسلامی در طرح خود تلاش کرده بود بر نقش آفرینی تمامی مردم فلسطین اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی در تعیین آینده نظام سیاسی حاکم بر این کشور تأکید کند. موضوعی که پیگیری حقوقی آن در سازمان ملل تا دولت دوازدهم مغفول مانده بود و بعد از آن نیز به دلیل تندروی تندروها در ایران و برهم خوردن رابطه ایران و عربستان نتوانست همگرایی لازم بین اعراب با ایران را برای اجرای این طرح و حل صلح آمیز مسئله فلسطین دنبال کند.

۳۱۱۲۱۳

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید. کد خبر 1826230

منبع: خبرآنلاین

کلیدواژه: فلسطین ایالات متحده آمریکا ایران برای حل مسئله فلسطین جمهوری اسلامی فلسطینی ها تعیین سرنوشت مردم فلسطین نظام سیاسی معامله قرن سازمان ملل بین المللی اجرای طرح صلح آمیز خواهد شد همه پرسی دو دولت ی اجرای ی مردم

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.khabaronline.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «خبرآنلاین» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۸۹۳۹۲۵۵ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

ناگفته هایی از عملیات حماس و عملیات وعده صادق: در حمله سپاه به اسرائیل، ۲۴۰ جنگنده آمریکا و ناتو به اسرائیل کمک کردند /اسرائیل جرأت نکرد تصاویر دو پایگاه نظامی اش را به دنیا نشان دهد

 

فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا(ص) گفت: دو عملیات «طوفان الاقصی» که توسط حماس انجام شد و عملیات «وعده صادق» که اقدام نظامی مستقیم ایران علیه رژیم بود، به‌وضوح نشان داد که اسرائیل بشدت آسیب‌پذیر است. دیگر هیچ چیز به قبل از طوفان الاقصی و اقدام مستقیم نظامی جمهوری اسلامی برنمی‌گردد.

مشروح گفتگوی روزنامه ایران با سرلشکر غلامعلی رشید فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص) درباره ابعاد مختلف عملیات وعده صادق را در ادامه می خوانید؛

عملیات ۷ اکتبر حماس را چگونه ارزیابی می‌کنید و فکر می‌کنید مهم‌ترین دستاورد این عملیات چه بود؟

مهم‌ترین دستاورد این عملیات این است که پوشالی بودن اسرائیل نمایان شد. پایه‌های ارتش اسرائیل به عنوان نیرویی که به این شکل پرمدعا و این ارتش دروغگو که طی این هفتاد سال ادعا می‌کرد من بی‌حریفم؛ من کسی بودم که ارتش مصر را شکست دادم ارتش اردن را شکست دادم، ارتش سوریه را شکست دادم، فروریخت؛ رژیمی جعلی‌ای که در این سال‌های اخیر هم مأموریت دارد که علیه ما رجز خوانی کند. این نکته بسیار مهمی است.

شهید حاج قاسم سلیمانی می‌گفت هر دولتی در عالم یک ارتش دارد اما در اسرائیل برعکس است؛ یک ارتش وجود دارد که آن ارتش یک دولت جعلی ساخته است، یعنی ما فقط با یک نیروی نظامی مواجهیم و نه چیزی بیشتر. اینها آمدند و چیزی را در اینجا کاشتند که به خیال خودشان از آن یک کشور به وجود بیاید؛ اسرائیل مفهومی شبیه ایمپلنت در دندانپزشکی است که انگلیسی‌ها و کشورهای غربی آن را کاشته‌اند و حیات اسرائیل هم به غرب وابسته است.

یعنی اگر روزی غرب نباشد، اسرائیل یک شبه فرو می‌پاشد و برعکس هم هست؛ یعنی اگر اسرائیل فروبپاشد، غرب هم فرومی پاشد. اسرائیل در ایران سفارت ندارد، اما تمام سفارتخانه‌های غربی به او کمک می‌کنند. از اطلاعات و هر کمکی اعم از سیاسی، نظامی، رسانه‌ای و... نیاز داشته باشند، در اختیارشان قرار داده می‌شود.

جمهوری اسلامی ایران بارها به وضوح بیان کرده است که اسرائیل غاصب و اشغالگر باید از بین برود؛ این آرمان در عرصه واقعیت تا چه اندازه دست یافتنی است؟

این نکته را اینجانب عرض کنم که متأسفانه برخی از اساتید دانشگاه و روشنفکران مغالطه کرده‌اند که جمهوری اسلامی ایران، گفته ما می‌خواهیم اسرائیل غاصب را نابود کنیم؛ در حالی که رهبری و مقامات جمهوری اسلامی همیشه گفته‌اند که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نظام سیاسی به کمک همه دولت‌ها و ملت‌های مسلمان باید اسرائیل غاصب و متجاوز را که قبله اول مسلمین و سرزمین ملت مسلمان فلسطین را اشغال کرده، شکست دهد و نابود کند.

چیزی که برای فرماندهان ارتش اسرائیل آزار دهنده است و مایه کابوسشان است، همین شکننده بودنشان است؛ و کابوس آزاردهنده برای فرماندهان اسرائیل این است که اینها می‌گویند فقط ۱۱۰۰ نفر به ما حمله کردند و ما را به این شکل به هم ریختند؛ حماس ۳۰ هزار رزمنده دارد؛ اگر ۱۰ هزارنفر از این رزمندگان بار دیگر غافلگیرانه به ما حمله کردند، به همراه ۱۰ هزار نفر از رزمندگان حزب‌الله لبنان و ۲ یا ۳ هزار نفر از این جوانان کرانه غربی، کار اسرائیل تمام می‌شود. تازه این رقم بخش کوچکی از قوای آنهاست.

اسرائیل سرزمین بسیار کوچکی دارد؛ یک بار در خردادماه سال گذشته در یکی از جلسات مستمری که با فرماندهان ارشد نیروهای مسلح سپاه و ارتش داشتیم با اشاره به عملیات بیت المقدس مقایسه‌ای بین شیوه اقدام ما در این عملیات و وضعیت اسرائیل انجام دادم؛ وسعت عملیات بیت المقدس ما در جنگ در برابر عراق ۶۰۰۰ کیلومتر مربع بوده است.

یعنی ما وسعت جغرافیایی فلسطین اشغالی را در این عملیات آزاد کردیم؛ ما نقشه این منطقه را روی نقشه جغرافیایی فلسطین اشغالی گذاشتیم؛ از مرزهای جنوب لبنان یعنی نیمه شمالی خاک فلسطین اشغالی را پوشاند تا اطراف کرانه غربی و تا اشدود را پوشاند؛ یعنی تا جنوب تل آویو.

یعنی ما دیدیم که مراکز حکومتی، مراکز نظامی، مراکز جمعیتی و مراکز اقتصادی همگی در این منطقه قرار می‌گیرند؛ مابقی مناطق جنوب اسرائیل عمدتاً بیابانی است؛ مناطقی مثل صحرای نقب و اطراف غزه تا بندر عقبه همگی بیابان هستند و جمعیت قابل توجهی در آنجا وجود ندارد.

عمده جمعیت یهودی و اعراب قدیم ۱۹۴۸ در این منطقه هستند؛ همه شهرهای اسرائیل، همه مراکز حکومتی، وزارت دفاع، ستاد ارتش، مراکز صنعتی و... آن حرفی که فرمانده ارتش ما برادر عزیزم امیر سرلشکر موسوی زد، حرف محاسبه شده‌ای بود؛ خبرنگاری قبلاً از امیر موسوی پرسیده بود که اگر جنگی بین ایران و اسرائیل اتفاق بیفتد، ارتش، سپاه و نیروهای مسلح ایران چگونه می‌توانند اسرائیل را شکست دهند؟ او در پاسخ گفته بود که اگر شرایطی و امکانی به وجود بیاید که ارتش و سپاه در کنار هم در مقابل ارتش اسرائیل قرار بگیریم، فقط با یک عملیات و نه بیشتر در همان مقیاس عملیات‌هایی مثل فتح المبین و بیت المقدس کار اسرائیل را تمام می‌کنیم؛ یعنی اگر از جنوب لبنان، از جولان و از همین کرانه غربی و از خود غزه نیرویی در حد همین رزمندگان فتح المبین به اسرائیل حمله کنند، کار آنها تمام است و ارتش اسرائیل نابود می‌شود و واقعه ۷ اکتبر هم نمونه‌ای از این مسأله بود؛ اسرائیل نتوانست حتی در مقابل یک گروه چریکی و نه یک ارتش منظم به درستی عمل کند؛ آن هم حمله‌ای که فقط حدود ۱۶ تا ۲۰ ساعت به طول انجامید پس این ارتش پر مدعا تصویری که از خودش می‌سازد دروغین است.

وضعیت کنونی اسرائیل را از حیث مؤلفه‌های جغرافیایی و جمعیتی چگونه می‌بینید؟ فکر می‌کنید بحران‌های مختلفی که رژیم اسرائیل با آنها روبه‌رو است تا چه اندازه این کشور را شکننده و ضعیف کرده است؟

ما نباید فکر کنیم که اسرائیل همان چیزی است که خودش و رسانه‌های غربی به تصویر می‌کشند. بعضی وقت‌ها اسرائیل می‌آید در ایران کاری انجام می‌دهد و مثلاً دانشمند هسته‌ای ما را ترور می‌کند یا اقدام انفجاری در یک نقطه محدود انجام می‌دهد و بعد این کار خودش را بسیار بزرگ‌تر از چیزی که بوده نشان می‌دهد؛ کل امپراطوری رسانه‌ای غرب هم از او پشتیبانی می‌کند؛ چون اسرائیل با کمک‌های مستقیم امریکا و اروپا سرپاست، همه امکانات را به رایگان در اختیارش قرار می‌دهند؛ پول، تجهیزات، پیشرفته‌ترین سلاح‌ها و هر نوع کمکی که بخواهد.

در حال حاضر فرمانده سنتکام در تل‌آویو قرارگاه عملیاتی برپا کرده و از نزدیک در حال فرماندهی میدان جنگ است. سربازان فرانسوی، انگلیسی و امریکایی در کنار سربازان اسرائیلی می‌جنگند؛ یعنی اسرائیل چنین رژیم جعلی است.

کتابی هست به نام جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا که آلاسدایر درایسدل و جرالد هنری بلیک که دو جغرافیدان انگلیسی هستند، آن را در دهه ۸۰ میلادی نوشته‌اند و توسط خانم درّه میرحیدر ترجمه شده و خواندن آن را به شما پیشنهاد می‌کنم؛ در بخش دوم کتاب تحت عنوان «جداسازی و سیر تکامل نظام دولت‌ها» وارد بحث اسرائیل شده و نوشته است: اسرائیل یک پارادوکس است و ثمره یک ایدئولوژی افراطی به نام صهیونیسم است؛ مسائل بسیار حادی دارد و هرگز قادر به واحدسازی این مردمی که از سراسر دنیا گرد آورده، نیست.

در این کتاب آمده که جمعیت یهودی‌های اسرائیل از سراسر دنیا از ۱۰۲ کشور مختلف آورده شده و در اینجا جمع شده‌اند و این جمعیت گردآوری شده، چند زبانه است و حداقل به ۱۵ زبان تکلم می‌کنند (عبری - عربی - انگلیسی - لهستانی - روسی - آلمانی - ایرانی - اسپانیایی - آفریقایی و...). دلیل این شکستی که متوجه اسرائیل شد و قادر به ترمیم آن نخواهد بود، چیزی نیست جز اینکه این ارتش و این دولت جعلی اسرائیل و جامعه‌ای که در آن سرزمین اشغالی جمع شده‌اند، بی‌هویت‌اند و فاقد علت وجودی هستند که عامل مهم تشکیل‌دهنده یک دولت و ملت است ـ هویت ملی ندارند - پیوستگی فرهنگی ندارند و هیچ‌کدام از عناصر و مؤلفه‌های مهم را که یک دولت و ملت باید داشته باشند، ندارند.

اینها هویتی ندارند؛ نه هویت فرهنگی دارند و نه هویت ملی و نه به هم پیوسته‌اند؛ یعنی انسجام و پیوندی میان آنها وجود ندارد. وضعیت این جمعیت با وضعیت مردم ایران اصلاً قابل قیاس نیست؛ مردم ایران پیوندهای مستحکم و قوی با یکدیگر دارند؛ عواملی مانند تجانس مذهبی، تجانس نژادی، تجانس زبانی و تجانس قومی که در ایران هست در کمتر جایی از دنیا وجود دارد.

دشمنان و رسانه‌های معاند غرب سعی دارند القا کنند که تنوع قومیتی در ایران سبب شکاف میان جامعه ما شده است، در حالی که در واقعیت این‌گونه نیست؛ درست است که در ایران تنوع فرهنگی و قومی وجود دارد، اما مردم ایران از این تفاوت‌ها در راستای همدلی خود استفاده می‌کنند و اتفاقاً این تنوع و تفاوت، صمیمیت‌ها را بیشتر کرده است. همه این قومیت‌ها و گروه‌های متنوع در جامعه ایران هر زمان که ذره‌ای احساس خطر می‌کنند، یک دل و یک زبان کنار هم می‌مانند و برای دفاع از ایران با هم متحد می‌شوند.

عوامل موقعیت راهبردی و فضا، وحدت سرزمینی، ریشه کهن تاریخی، تجانس زبان، مذهب و دین و نژاد و قومیت، ساختار فرهنگی، آرمان سیاسی و حکومت قدرتمند مرکزی از عوامل درون‌زا و تهدیدات خارجی (به تحریک استکبار جهانی) از عوامل برون‌زا هستند که در ایجاد و افزایش همبستگی و وحدت و پیوستگی میان ساکنان سرزمین ایران مؤثرند و اما در اسرائیل چنین چیزی وجود ندارد؛ هیچ کدام از این پیوندها وجود ندارد؛ اسرائیل هیچ کدام از مؤلفه‌هایی را که علت وجودی یک کشور است و بر اساس آنها یک کشور تشکیل می‌شود، ندارد.

درباره عملیات وعده صادق توضیح دهید و ابعاد داخلی و بین‌المللی آن را برای مخاطبان خارجی بیان کنید.

دو عملیات «طوفان الاقصی» که توسط حماس انجام شد و عملیات «وعده صادق» که اقدام نظامی مستقیم ایران علیه رژیم بود، به‌وضوح نشان داد که اسرائیل بشدت آسیب‌پذیر است. دیگر هیچ چیز به قبل از طوفان الاقصی و اقدام مستقیم نظامی جمهوری اسلامی برنمی‌گردد. هر شکل از پاسخ رژیم برای رهایی از باتلاقی که در آن گرفتار شده، باعث فرورفتگی بیشتر خواهد شد. محورهای مقاومت دست برتر را دارند و افق ده سال آینده محور مقاومت دیدن دارد. تاریخ از نو بازخوانی خواهد شد.

ملت‌های مظلوم منطقه بویژه ملت مظلوم و مسلمان فلسطین و لبنان در برابر اشغالگر صهیونیستی راه مقاومت را آموخته‌اند و به فضل پروردگار بر رژیم اشغالگر صهیونیستی به کمک همه دولت‌ها و ملت‌های مسلمان از جمله جمهوری اسلامی ایران غلبه خواهند کرد و او را شکست خواهند داد.

مشخصه‌های امریکا و رژیم صهیونیستی را در منطقه همه ملت‌ها می‌بینند؛ اشغال سرزمین ملتی مسلمان، آواره کردن ملت فلسطین، زورگویی، باج‌خواهی، جنایت و نسل‌کشی و کشتار طی ۷۰ سال ادامه دارد و ملت مسلمان فلسطین حاضر به تسلیم شدن در برابر امریکا و رژیم صهیونیستی نیستند.

مهم‌ترین برجستگی عملیات وعده صادق ظهور اراده و تصمیم رهبری ایران بود که همه دشمنان را غافلگیر کرد؛ اسرائیل که تصور می‌کرد یک دژ نظامی نفوذناپذیر است، مورد تهاجم و نفوذ موشک‌ها و پهپادها قرار گرفت و نفس اراده و تصمیم ملت بزرگ ایران که در رهبری انقلاب متجلی شد، اهمیت استراتژیک دارد. اینکه چه میزان از شلیک‌های ایران بر اهداف اصابت کرده، به مراتب اهمیت کمتری دارد. عملیات وعده صادق، عبور از بازدارندگی خودساخته و توهمی رژیم صهیونیستی بود که تصور می‌کرد با تکیه بر قدرت‌های امریکا و ناتو، بازدارندگی‌اش تضمین شده است.

وقتی که دیدند رهبری ایران تصمیم قاطع خود را برای تنبیه متجاوز اسرائیلی گرفته است، همه با هراس به کمک اسرائیل آمدند. امریکا با حمایت کامل و گلچینی از قدرت‌های ناتو بویژه انگلیس و فرانسه و برخی کشورهای منطقه، لایه‌های دفاعی متعددی در برابر قدرت تهاجمی موشکی و پهپادی ایران ایجاد کردند و در جغرافیایی به وسعت حداقل یک میلیون کیلومتر مربع بر فراز فضاهای عراق، اردن، شمال عربستان، دریای سرخ، شرق مدیترانه، قبرس و فلسطین اشغالی آرایش دفاعی گرفتند و علیرغم این دیوارهای دفاعی در حمایت از رژیم صهیونیستی، موشک‌های پر قدرت ایران از سپرهای دفاع موشکی عبور کرد و دو مرکز نظامی نواتیم و شلاخیم را درهم کوبید.

رژیم صهیونیستی جرأت نکرد تصاویری از این دو پایگاه نظامی را به دنیا نشان بدهد؛ اگر امریکایی‌ها، انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها و سنتکام به کمک رژیم صهیونیستی نمی‌آمدند، قطعاً ۸۰ درصد از پرتابه‌های ایران، پایگاه‌های نظامی رژیم صهیونیستی را درهم می‌کوبیدند.

با عملیات وعده صادق، آرایش استراتژیک یکبار دیگر به سود جمهوری اسلامی ایران تغییر کرد و این تغییر در شرایطی اتفاق افتاد که امریکا اعلام کرد «ما کنار اسرائیل با اراده آهنین ایستاده‌ایم!» امریکا و رژیم صهیونیستی و سایر قدرت‌های غربی که به کمک اسرائیل آمدند، در طول عملیات، ۱۰ ساعت در هراس و اضطراب و دلهره بسر بردند و شاهد تحمیل اراده ملت ایران و شکست بازدارندگی اسرائیل بودند. قدرت ایران را همگان تحسین کردند که بدون غافلگیری و با اعلام قبلی، رژیم صهیونیستی را تنبیه کرد و در حقیقت، سیلی‌ها و مشت‌های محکمی به لات گستاخ و جنایتکار منطقه زد و او را سر جایش نشاند.

این عملیات تهاجمی را در پاسخ به جنایت رژیم صهیونیستی علیه فرماندهانش در کنسولگری و سفارت ایران در دمشق انجام داد که به درخواست دولت سوریه در آنجا مستقر شده‌اند؛ عملیات تهاجمی وعده صادق را بخشی از نیروی هوا فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برعهده داشت که این بخش کوچک، تنها ۲۰ درصد توان تهاجمی خود را به کار گرفت و در مقابل، امریکا و ناتو و سنتکام و رژیم صهیونیستی با ۲۴۰ فروند هواپیمای جنگنده و سامانه‌های متعدد ضد موشکی مستقر بر ناوهای امریکا در مدیترانه و دریای سرخ و سامانه‌های ضد موشکی رژیم صهیونیستی با هراس به دفاع برخاستند و آن بخش کوچک نیروی هوا فضای سپاه با ۸۰ درصد توان تهاجمی خود آماده بود تا بنا به دستور موج‌های بعدی حمله را آغاز کند؛ اما فرماندهان ایران تشخیص دادند که تنبیه رژیم صهیونیستی در همین حد کفایت می‌کند و حمایت این گونه از رژیم صهیونیستی از سوی امریکا، انگلیس، فرانسه و دولت‌های اروپایی، انسان را یاد جنگ‌های صلیبی می‌اندازد.

امریکا و دولت‌های اروپایی شریک قطعی جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی هستند و هرگز این هزینه‌های راهبردی که امریکا و دولت‌های اروپایی برای حمایت از رژیم صهیونیستی می‌پردازند، مورد قبول ملت‌های غربی نیست. آیا انسان‌هایی حکیم و عاقل در جامعه غرب پیدا خواهد شد تا به کمک ملت‌هایشان، مانع سیاست‌های دولت‌های خود در حمایت از نسل‌کشی و ویرانگری اسرائیل غاصب علیه ملت مظلوم فلسطین بشوند؟

یعنی واقعیت اسرائیل با آنچه در رسانه‌ها از خود به نمایش می‌گذارد، یکی نیست؟

خیر. تصویری که اسرائیل از خودش در رسانه‌ها می‌سازد، هرگز با تصویر واقعی اسرائیل در داخل سرزمین فلسطین اشغالی انطباق ندارد. تصویر دروغین از خودش می‌سازد؛ اینکه من بی‌حریفم و حریف ندارم.

در عملیات ۷ اکتبر تمام هیمنه دروغینش شکسته شد؛ توسط ۱۱۰۰ یا ۱۲۰۰ نفر از رزمندگان یک گروه چریکی که همه نظامیان می‌دانند این تعداد، استعداد رزمی و مانوری یک تیپ پیاده است. ۱۱۰۰ نفر به این ارتش پرمدعا حمله کردند؛ بعضی از رزمندگان حماس می‌گویند که اسرائیلی‌ها خواب بودند، شراب خورده بودند؛ همه در تانک‌ها و در قرارگاه‌ها، خواب بودند؛ اصلاً باورمان نمی‌شد که ارتش اسرائیل با یک عملیات چند ساعته ما تا این اندازه فرو بپاشد. خود امریکایی‌ها هم می‌گویند؛ بلینکن که وزیر خارجه امریکاست و به کشورهای عربی رفت و آمد می‌کند، به منطقه که آمده بود، به نخست‌وزیر عراق گفته بود که ارتش اسرائیل فروپاشیده بود و کارش تقریباً تمام بود؛ ما رفتیم و به آنها کمک کردیم و این ارتش را از زمین بلند کردیم و نگه‌اش داشتیم تا به طور کامل از بین نرود و سعی کردیم آنها را مجاب کنیم تا ایستادگی کنند و با تکیه به ما کارشان را ادامه دهند.

بنابراین رژیم صهیونیستی از نظر اقتصادی و نظامی به کمک حمایت‌های مستقیم آمریکا و اروپا سر پا ایستاده است و به رایگان هر امکانی را که نیاز داشته باشد، در اختیارش قرار می‌دهند حتی سلاح کشـــــــــتار جمعی یعنی بمب اتم!

دیگر خبرها

  • ناگفته هایی از عملیات حماس و عملیات وعده صادق: در حمله سپاه به اسرائیل، ۲۴۰ جنگنده آمریکا و ناتو به اسرائیل کمک کردند /اسرائیل جرأت نکرد تصاویر دو پایگاه نظامی اش را به دنیا نشان دهد
  • اسرائیل جرأت نشان دادن خسارت عملیات ایران را نداشت
  • سردار رشید: در حمله سپاه به اسرائیل، ۲۴۰ جنگنده آمریکا و ناتو به اسرائیل کمک کردند /اسرائیل جرأت نکرد تصاویر دو پایگاه نظامی اش را به دنیا نشان دهد
  • اسرائیل جرأت نکرد تصاویر آثار حمله ایران را به دنیا نشان دهد
  • رشید:۲۴۰جنگنده آمریکا و ناتو به اسرائیل در وعده صادق کمک کرد
  • اسرائیل جرأت نشان دادن خسارت‌های عملیات ایران را نداشت
  • دولت عراق استفاده از واژه «اسرائیل» را در رسانه‌ها ممنوع کرد
  • آیا « راه حل دو کشوری » میان فلسطین و اسرائیل ممکن است؟/ چالش های پیش روی کشور مستقل فلسطین چیست؟
  • تمجید گروه‌های مقاومت فلسطین از مردم و نیروهای مسلح یمن
  • در واکنش به سرکوب دانشجویان معترض آمریکایی؛ کنعانی: پرده تزویر از چهره مدعیان دروغین شعار ‎آزادی بیان افتاده است